درباره نویسنده
مقر هنوز پابرجاست
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • مقر هنوز پابرجاست
صفحات اختصاصی
  • وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ
  • جهاد اکبر
  • خطبه 222 نهج البلاغه(در مورد ذکر)
  • روایت‌ عنوان‌ بصری‌ با ترجمة‌ آن‌
  • حدیث اولو الالباب
  • ترجمه حدیث معرفت علی علیه السلم به نورانیت
مطالب اخیر
  • جهاد اکبر 8 (توجه به خداوند عزیز نه غیر او)
  • جهاد اکبر 7 (مجاهدت و جهاد نفس)
  • جهاد اکبر 6 (عزیز دل، معاد تو آغاز شده...)
  • جهاد اکبر 5 (شناخت اجمالی انسان و خصوصیت و معاد نفس)
  • یاد مولا
  • استغفار از غیرِ خداوند سبحان و اسماء حضرت حق جل جلاله
  • تجلی خداوند سبحان در شب دنیا
  • پنج مقدمه در کیفیت‏خلقت و کیفیت‏حصول ملکه عصمت در انبیاء سلام الله علیهما
  • تحصیل معرفت و محبت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف
  • تحول انسان و تحول عالم
  • گوشه ای از تجلی ها و ظهور خداوند سبحان در فردای قیامت
  • جهاد اکبر 4 (سر به آسمان بلند است)
  • جهاد اکبر 3 (در زلال کربلا من کجایم)
  • جهاد اکبر 2 (حیاتی بودن جهاد با نفس)
  • جهاد اکبر 1 (بقاء و ابدیتِ حقیقت الهی، و نفس الهی انسان)
  • صفای دل و دلدار
  • یا رفیق
  • ظهور خداوند سبحان
  • در پوست خود نمی گنجم
  • حُسن خُلق
  • نیت المومن خیر من عمله
  • حدیث معرفت امیر المومنین سلام الله علیه به نورانیت
  • تفکر و اتصال دل به محبوب عالم وجود
  • حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها
  • حرکت به سمت شکوفایی
  • یگانگی
  • یا فاطمه
  • نامحرم
  • عشق
  • حدیث دلتنگی
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • فروردین ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • بهمن ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
  • فروردین ۸۸
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
دوستان من
  • فقیر
  • منهاج
  • رهرو
  • شفق
  • نستوه
  • ورپریده
  • حسنیه
  • حریم دل
  • می طهور
  • فطرس دل
  • حب العباس
  • یا ذبیح الله
  • طلبه بلاگ
  • طلاب جوان
  • یا ذبیح الله
  • شیدای یار
  • کاتب باشی
  • شیدای سبز
  • وبلاگ عطش
  • راه اینجاست
  • بر بال فطرس
  • احساس قلب
  • حکایت سرخ
  • دوستی تا خدا
  • آشیانه پرستو
  • حاج آقا مسئَلةٌ
  • معرفت النفس
  • گل یاس حیدر
  • هدایتگر آسمانی
  • چند قدم تا آسمان
  • ديكشنري (ايمان)
  • دریچه ای به سوی ملکوت
  • موسسه تحقیقاتی اسراء
  • بلوغ راهی به سوی آسمان
  • نهج البلاغه: وبلاگ مذهبی صُحُف
  • گنجشک ها هم عاشق می شوند
  • پایگاه مقاومت بسیج شهید نعمت زاده
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • جامعه ادبی بیشه
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



کد مداحی و آهنگ مذهبی

شور عطش
هر آنچه خوانده ام همه از یاد برده ام-الا حدیث دوست که تکرار می کنم
جهاد اکبر 8 (توجه به خداوند عزیز نه غیر او)
نویسنده: مقر هنوز پابرجاست - ۱۳٩٠/۱۱/٤

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله رب العالمین، اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم، العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذالک، صلی الله علیک یا اباعبدالله سلام الله علیه، صلی الله علیک یا بقیه الله سلام الله علیه و عجل الله تعالی فرجه الشریف

تکلمه
در آیات قرآن کریم و روایات و داستانهای زیبایی که از اهل بیت ما وارد شده می بینیم که ما را توجه داده اند به خدا، نه به غیر خدا!
تبین اول
غیر خدا چیست؟ آیا دنیا غیر خداست؟ آیا زندگی ما غیر خداست؟ اینها هیچ کدامشان غیر خدا نیستند! غیر خدا آن چیزی است که تو را از توجه به خدا بازبدارد! هرچیزی که تو را از توجه به خدا بازداشت، آن می شود غیر خدا! حتی اگر نماز تو باشد!! یعنی اگر نماز تو، تو را متوجه خودت کرد، گفتی عجب! عجب نمازی خواندیم! به به! عجبی مطلب نوشتیم!!!  این یعنی غیر خدا!
(واضح است معنا این نیست، اگر توجه نبود نماز نخوانیم!! معنا این است که روی نماز کار شود تا آن، ما را متوجه خدا کند، نه غیر او!)

تبین دوم
مجاهدت معناش این است که من با هر چه غیر خداست مبارزه بکنم، یعنی نفسم را نگاه کنم، ببینم کجا غیر خدا وجود داره، با او مبارزه بکنم. و غیر خدا هر چیزی است که نگذارد ما یاد خدا بیفتیم
این معنا یک مجاهدت دائمی را می طلبه؛ نه فقط  ماه رمضان و محرم! ماه رمضان که میاد شروع می کنه انسان توجه بکنه! بعد که میشه، رها میشه! و همه آنچه که در ماه رمضان و محرم و عرفه بدست آورده را از بین می بره!
شما فقط کافیه یک ماه، خواستید بنا بر قول بعضی روایات چهل روز انسان این توجه را داشته باشه؛ ببینید تو درونش چه اتفاقی می افته! البته هر کسی به تناسب خودش

تبین سوم
برا همین است اون عارف الهی گفتش: منِ عالم چقدر درس می خونم؟ مثلا شما برید سراغ یک دانشمند یا فیلسوف یا فقیه ای، میگه من سی یا چهل سال باید این کتاب ها را زیر و رو کنم تا آخرش برسم به یه استنباطی! اون عارف عالم فرمود، رسیدن به اون جنبه های معنوی که چهل سال لزوم نداره! مشکل این است که آدما به چیزای دیگه توجه کرده اند!

عند ربهم یرزقون
...........................................................................................................................
انشالله به تفضل الهی ادامه دارد

نظرات ()



جهاد اکبر 7 (مجاهدت و جهاد نفس)
نویسنده: مقر هنوز پابرجاست - ۱۳٩٠/۱٠/٢۸

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذالک صلی الله علیک یا حسن ابن علی سلام الله علیه صلی الله علیک یا اباعبد الله الحسین سلام الله علیه

تکلمه
قرآن کریم از معاد صحبت می کنه که قیامت و میزان و صراط می گذاریم، بهشت و جهنم و حساب قرار می دهیم. این بیان، متعلق به نفس ماست؛ یعنی از الان صراط و میزان ما، بهشت و جهنم ما گذاشته شده

تبین اول
یاران حضرت ختمی مرتبت _صلوات الله علیه و آله_ وقتی از جنگ اُحُد برمی گشتند، آقا فرمودند: آفرین بر شما، جهاد کردید؛ اما جهاد اکبر باقی مونده! یعنی هواستان را جمع کنید باید یک تلاش دائمی داشته باشید، نه تلاشی فقط در یک برهه زمانی!! بلکه تلاشی مستمر!

تبین دوم
گفتند یا رسول الله جهاد اکبر چی هستش؟ حضرت فرمودند: جهاد نفس!! که با این نفست جهاد بکنی؛ این باید معنا بشه! جهاد نفس معناش چیه؟ آیا باید مقاتله و جنگی بشه که رحمت للعالمین تعبیر کردند به جهاد؟ بله، باید جنگی واقع بشه؛ _یعنی شما نبرد بکنید در درونتان! نبرد با چی؟ با چه چیزی انسان نبرد بکنه؟ _نبرد بکنه با گرایش به غیر خدا! یعنی مجاهدت و مقاومت و مبارزه بکند، به اینکه، لحظه ای اجازه ندهد، نفسش به آنچه غیر خداست، گرایش پیدا بکند! این جهاد نفس است.

تبین سوم
در هر مقطعی انسان یک شکست دارد و یک پیروزی؛ و این تا پایان حیات ما در دنیا ادامه دارد. لذا تا زمانی که در دنیا هستیم، باید مجاهدت داشته باشیم؛ و آنچه که در معاد، در معنای قیامتی خودش به ما داده می شود، محصول مجاهدت ما در این دنیاست.
گاهی چقدر جهاد نفس برای بعضی ها مثل مقر دست نیافتنی شده!! برا بعضی تا مطرح میشه، به نظر میرسه بی معنا شده!! میگه آقا این مال اوناستُ و این مال کیاستُ...!!!

..........................................................................................................................................
جهاد نفس از مسائل بنیادی ماست در این حیات دنیا؛ و اگه من خدا را انتخواب کردم خیلی تو این مساله باید توجه داشته باشم. چه بسا مومنی که هنوز خدا را انتخواب نکرده! و دل خوش داره به بهشت و البته بهشت هم میره! ولی او جا مونده از معارف ناب و گوارای الهی... معارف ناب نه اینکه مثلا عرفان و فلسفه بدونه! نه! معارف عمیق درونی! ....خیلی فرق می کنه کسی که عرفان و فلسفه کارشه با کسی که معرفت الهی همه زندگی و وجودشه!
اگه خدا را انتخواب کردم، مجاهدت نیاز داره! نه اینکه عرفان یاد بگیرم! اگه تلنبار معارف شد و اینها در عمق جان من رسوخ نداشت، یک جایی انسان بشدت خسته  و زده میشه و میچسبه به لذات دنیایی!
مجاهدت و جهاد نفس خودش را در نیایش با پروردگار نشون میده! یعنی انسان معارف عمیق را تو مناجات با خدا می تونه پیدا بکنه! وقتی با خدا نیایش کنه و تو درونش یا خلوت هاش با خدا درد و دل کنه و خواسته هاش را بگه و رفیقانه با او نجوا کنه! کم کم غرق میشه در جذبه ربوبیت خدا و حیات پیدا می کته و معارف ناب را با همه وجودش می چشه....

انشالله بحث جهاد نفس به تفضل الهی ادامه پیدا بکنه

نظرات ()



جهاد اکبر 6 (عزیز دل، معاد تو آغاز شده...)
نویسنده: مقر هنوز پابرجاست - ۱۳٩٠/۱٠/۸

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم العن اول ظالم ظلم حقم محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذالک صلی الله علیک یا ابا عبد الله الحسین سلام الله علیه صلی الله علیک یا رقیه سلام الله علیها

 

مقدمه
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: این را بدان که همراه تو آخرت است. براین بنا همراه من، عمل واقع شده که در متن آن آخرت است. و اعمال ما چه با خلوص و معرفت باشد چه بگونه ای دیگر، محصول معاد یک ساعت پیش ماست. و این نیست که فعل ما یک آغاز باشد!!

بحث اول
انسان هر لحظه گرفتار معاد خودش است. یعنی این سخن و بیان، این رفتار من، بر نماز امروز من نشسته است. اینکه در 3 نوبت یا پنج وقت به ما گفتند نماز بخوانید، این دارای اسرار است و یکی از اسرارش اینست که نفس در معاد خودش گرفتار نشود! گرفتار عذاب الهی نشود!
یک وقت عزیزان به نمازهاتون یک نگاه اجباری و صرف تکلیف نکنید! اگر یک سخن زشتی الان گفتم، عزیز دل این محصول معاد نفس من است در یک ساعت پیش! من اون یک ساعت پیش، یک عملی و یک کاری انجام دادم، یک غفلتی انجام دادم، شده این سخن زشت!
حضرت امیر سلام الله علیه نشسته بودند. از دوستان آقا بود، هنگام نشستن خورد زمین و دستش شکست! آقا نصیحتش کرد و مطالبی را فرمود که چه کار بکند. حضرت فرمود که چه  کار بکند. حضرت فرمود فلان کار را نکردی، اینگونه شد،
اینطور نیست که ما بگیم هنگام نماز، دعا، و... غوغا می کنم، فلان می کنم! نه! این نتیجه چند لحظه قبل و روز ماست.

بحث دوم
پروردگار برای ما بیان کرده "کان الله علی کل شی رقیبا" هواستون باشه من مرافقبتونم! این مراقبت باین معنا نیست که خداوند، بالا نشسته و مشاهده ماست! خداوند از طریق نفس ما و بروز ما، رقیب ماست.
"لا یکتمون الا حدیثا" هیچ سخنی شما نمی گویید، مگر این که در نفس شما ثبت می شود و معادتان با همین سخن ها تحقق چیدا می کند. لذا انبیا مراقبت از خودشان داشتند. حتی رسول خدا و ذوات مقدس اهل بیت سلام الله علیهم!
اگر اهل بیت معصوم هستند، به خاطر این نیست که از اول معصوم بودند! عصمت، مححصول عمل آنها بوده! و این طور نیست که رسول خدا صلی الله علیه و آله که در اوج بودند، لزوم به مراقبت نداشته اند! بلکه تا زمانی که انسان در این نظام خلقی عالم قرار گرفته، نیاز به مراقبت دارد.

بحث سوم
هیچ چیز نزد پروردگار مخفی نمیشه و همه اینها در صعق جان ما، در نفس ما ضبط و ثبت میشه. ولذا گاهی انسان می بینه، یه انسان عالی، یک وقت عوض شد! گمراه شد! چرا؟ این، محصول یک فعلی است، که قبلا انجام داده! خودش هم متوجه نیست! این میشه معاد نفس!
معاد نفس در قیامت خصوصیتش اینه که انبساط داره، والا الان شروع شده! و اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی 70 مرتبه استغفار می کردند، براهمین بوده! چراکه لحظه به لحظه معاده!
اگر از این منظر و دید به خودمون نگاه کنیم و مطالبی که بیان شده را ملاحضه بکنیم، به لطف الهی نقصهامون را می بینیم! لازم نیست کسی به ما بگه! چراکه اگر چشممان می بینه و گوشمان می شنود، به این نفس است! و قدرتی خداوند به او داده که اگر یه ذره تامل بشه نقصانها را نشان می دهد.

خُب، ما از صبح تا شب که یادمون میره؟! آخه توجه نیست! فکر می کنه ها، هر لحظه براش یه چیز جدیده! نه عزیز من، اینطوری نیست. هر لحظه تو محصول خلق قبلیه! تو همونی هستی که خلق کردی! چگونه بودی؟ فردا همانطور میشی! شکلش فقط یک مقدار عوض میشه!
گاهی انسان بعضی آدم ها را می بینه،  حتی در علما و اصحاب اهل بیت و گاها از فرزندان ائمه سلام الله علیهم، که اصلا زیر و رو شدند و صراط را گم کردند! فکر میکنه مال الانشه! نه!
از ما نخواسته اند قرآن  را فقط بخونیم! خواسته اند ببینیم، خوب نگاه کنیم که ای انسان معاد تو آغاز شده!!

........................................................................................................................
انشالله به تفضل حضرت قدوس ادامه دارد
دوستا ببخشند هنوز بهشان سر زده نشده، آخه هنوز رایانه مشکل داره
اگه در رابط با این بحث مشکلی هست خیلی خوشحال میشم بیان کنید و نقد کنید

نظرات ()



جهاد اکبر 5 (شناخت اجمالی انسان و خصوصیت و معاد نفس)
نویسنده: مقر هنوز پابرجاست - ۱۳٩٠/٩/٢۸

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذالک
صلی الله علیک یا ابا عبد الله سلام الله علیه


مقدمه:
انسان از دو جنبه جسم و نفس (روح) تشکیل شده است به این گونه که جسم بدون نفس انسان نیست و نفسِ بدون جسم هم، لفظ انسان به آن اطلاق نمی شود
الف:جسم
1. جسم بر اساس نفس است. یعنی در هر مرتبه ای جسمی مطابق با همان مرتبه را دارد و اصولا در همه مراتب مثل دنیا، برزخ، قیامت و... دارای جسم است ولی با این تفاوت که جسم در هر مرتبه ای شرایط مرتبه خود را دارد. مثلا در دنیا جسم مادی است و در عالم مثال جسم مثالی است
2. جسم دارای معاد است. باین معنی که نفس در هر مرتبه ای که وارد می شود، بواسطه خصوصیات ذاتی و اکتسابیش، دارای جسم متناسب با خود است که به آن معاد جسمانی می گویند

ب: نفس
1. حقیقتی است که خداوند سبحان آفریده است و آنی است که به آن "من" می گوییم باین معنی که: در سخن به دیگران به آن حقیقتی که به آن لفظ "من" را اطلاق می کنیم و همه ی اعمال و افکار خود را به آن نسبت می دهیم، نفس می گویند. و آن مسمای کلمه "من" و "خود" است
2. نفس هر لحظه در حال وجود گرفتن از خداست. و خداوند سبحان او را خلق نکرده و سپس رها کند! بلکه هر لحظه به او وجود می دهد. چراکه که اگر خداوند لحظه ای افاضه وجود نکند، نفس از میان می رود.
برای تقریب به ذهن لامپ ای را مد نظر بگیرید که نور آن هر لحظه در حال تابش و روشن نمودن است و اگر لحظه ای برق آن قطع شود، نور هم عدم می شود. و این روشنایی موجودیتش را وابسته است به وجود نور!
3. نفس دارای معاد است. یعنی حساب رسی می شود؛ حساب رسی ای که لحظه به لحظه است! نه آن که بعد از خروج از دنیا حساب رسی شود! البته برای اغلب انسان ها، این معنا، بعد از موت برایشان روشن می شود!

بحث اول
نفس از حقیقت الهی در جایگاه رحمت و سرور آفریده شد و نزول یافت و سپس در ای حرکت به وطن اصلی خود "آخرت" بازگشت می کند. و این نفس بواسطه ی ربط به خدا دارای بقاء است و نوع این بقاء بر اساس عمل اوست و عمل او قرین معاد اوست و معاد او از ابتدا خلقتش شروع و تا ابدیت ادامه دارد

بحث دوم
خصوصیت نفس این است که با هرچه فکر و عمل می کند، بازگشت می یابد و اگر قرار بود ما همیشه در این دنیا می بودیم و فقط یک روز آن را به سمت آخرت حرکت می کردیم، این نفس اینقدر وسعت دارد و گسترده است که بتواند تمام مکتسبات را الی ابد در خود جمع کند و هیچ احساس کمبود نکند!
خداوند این حقیقت را به گونه ای آفریده که معاد خود را در مکتسباتش می بیند. لذا نفس با تمام مکتسباتش پا در عرصه معاد می گذارد. و در قرآن کریم نیز به صراحت بیان شده است که انبیاء الهی سلام الله علیهم هم اینگونه اند و آنها با مکتسباتشان (کسب شده های نفس از اعمال و افکار خود) معاد خود را شکل می دهند.
لذا براین مبنا، ما در همین حیات دنیا در متن معاد نفس و قیامت خود واقع شده ایم.

بحث سوم
معاد ما در متن عمل ما نهفته است. یعنی تمام رفتار ما و افکار و کردار ما، با این نفس یگانه می شود. وقتی ما عملی را انجام می دهیم، آن فعل با نفس ما یکی می شود و منفک نشدنی است! یعنی عمل ما جدای از نفس ما نیست!
قرآن کریم می فر ماید: "وَإِن تُبْدُواْ مَا فِی أَنفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحَاسِبْکُم بِهِ اللّهُ - اگر آنچه در دلهاى خود دارید، آشکار یا پنهان کنید، خداوند شما را به آن محاسبه مى‏کند (قسمتی از آیه 284 سوره بقره)"
ما هرچه را تو نفسمون آشکار کنیم یا مخفی کنیم، خدا همه آنها را محاسبه می کنه. و این به این معنا نیست که العیاذ بالله خداوند در گوشه ای بر کرسی ای بنشینه و اشخاص را بیاره و محاسبه کنه! بلکه همین که انسان وارد آن عرصه بشود (به عبارتی وارد به عملی بشه) با ورود او، محاسبه او آغاز می شود.
البته موت خصوصیتش اینه که محاسبه نفس من را بیشتر آشکار می کنه! والا همین الان محاسبه نفس من هست.

..........................................................................................................................
انشالله به تفضل الهی این بحث ادامه دارد
منبع آن انشالله در مطلب آخر این بحث بیان بشه

نظرات ()



یاد مولا
نویسنده: مقر هنوز پابرجاست - ۱۳٩٠/۸/۳٠

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین اللهم صلی علی محمد  و آل محمد و عجل فرجهم اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذالک
صلی الله علیک یاابا عبد الله الحسین سلام الله علیه


محبت، محبت می آورد و چه بسا صلوات به انبیا و اولیاء جلب محبت بکنه و چه بسا تحبب، موجب نظر اهل نظر بشود...
وظیفه مومن نسبت به برادر و خواهر دینی خود استغفار است! چه اشکالی داره انسان به جای دوستانش توبه کنه! برای دوست روزی 70 بار استغفار بشه خیلی موثره در باز شدن مسیر برای دریافت نور از منبع ولایت...
نور ولایت همیشه در حال تابشه و جان هایی که موانع را کنار بزنند، در تابش این نور قرار می گیرند و درخت وجودشون شکوفا میشه و میوه می دهد! میوه ای مثل سیب که از حضرت اباعبدالله است! چه قدر شیرینه انسان مورد توجه حضرت ابا عبد الله بشه!
حضرت مولا سفینه انجات اند، و این کشتی از اول محرم همین طور از اهل دنیا را سوار می کنه و صبح یازدهم حرکتشان می دهد به سمت ساحل امن الهی! البته همه ی اهل بیت، هر روز عده ای را حرکت می دهند به سمت وصال حضرت دوست!، اما محرم، این حرکت خیلی قوی تره! تو محرم حضرت مولا دست عزاداران و محبینشون را می گیرند و اونها را از زمین بلند می کنند و انسان اگه یک قدم برداره ، حضرت ابا عبدالله سلام الله علیه صد قدم و چه بسا تا وصال یار او را جلو می برند...

خوبه انسان حسن ظن به خدا داشته باشه و به خداوند اعتماد کنه و وظایفی را که خدا با محبت و شناخت به این که مفید و کاربردی است برای ما، قرار داده در مسیرمان انجام دهد با اعتماد به او!
خوب به هر حال مدت این ماندن ما، در حیات مادی، تمام میشه و ما ابدیت در پیش داریم! ابدیتی که فضل خداوند سبحان دستگیر ماست! حتی جهنم و عذاب هم زیر مجموعه رحمت خداست! چراکه بلایی را که بعضی انسان ها سر نفسشون آورده اند با سوختن و عذاب برطرف میشه! رحمت حضرت دوست خیلی گسترده است و اصلا همه وجود از رحمت رحمن ای خداوند خارج نیست حتی برای کسی که معذبه در آتش!

خداوند با تمام بهانه ها و با تمام وسایل در سدد اینه که ما را به بهشت قرب خودش حرکت بده حتی با آیات عذابش در قرآن کریم گویا به ما میگه: اگه از این راه بروی دچار ناراحتی و سختی و عذاب میشی! ولی آخرش بعضی فرار می کنند به سمت جهنم! اما اون هم باز رحمت خداست!

در روایت قدسیه که خداوند سبحان میگه اگه بنده هام می دونستند چقدر به اونها مشتاقم، از عشق جون میدادند...

.............................................................................................................
بیش از یه ماهه که هارد رایانه سوخته و از کافی نت میشه اومد به وب!
دوستان عفو کنند بنده را که دیر به دیر به وبلاگهاشون میشه سر زد

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »