پنج مقدمه در کیفیت‏خلقت و کیفیت‏حصول ملکه عصمت در انبیاء سلام الله علیهما

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذالک صلی الله علیک یا رسول الله صلوات الله علیه و آله صلی الله علیک یا امیرالمومنین سلام الله علیه و آله

آفرینش عبارت است از ظهور، نه تولد و خروج

بحث اول، عالم خلقت اعم از موجودات مجرده و مادیه، ظهور نور وجود حضرت بارى تعالى شانه هستند. و تمام ممکنات مظاهر و مجالى آن ذات مقدس مى‏باشند.
بنابراین هر ممکن به اندازه سعه ماهوى و قابلیت ‏خود، از نور وجود حق تعالى مستفیض شده، و از تابش آن نور پاک در آئینه هستى خود به ظهور آمده، و لباس هستى در بر کرده است.
معناى خلقت ‏بیرون آمدن چیزى از ذات مقدس و ایجاد چیزى مستقل در خارج نیست، بطوریکه در اصل وجود و یا در استمرار آن و یا در صفت و فعل متکى بخود بوده، و بر پاى خود ایستاده باشد.
بنابراین تمام عالم هستى، بجز ذات پروردگار قائم به او هستند، و اتکاء و اعتماد بدو دارند، بطوریکه اگر یک لحظه این قیام و اتکاء و اعتماد و بستگى بریده شود، عالم خلقت در ظلمتکده عدم و نیستى فرو میرود.

«یا ایها الناس انتم الفقراء الى الله و الله هو الغنى الحمید» (آیه 15 از سوره فاطر)
اى مردم، تمام شما به تمام شراشر وجود هستى نیازمندانى بخدا هستید و فقط خداست که بى‏نیاز است و اوست که سزاوار تحمید و ستایش است.

روى این اصل، اظهار عجز و مسکنت و نیستى که پیامبران بدرگاه الهى مینموده ‏اند، و در برابر ذات اقدس حضرت ذو الجلال خود را فقیر و خالى و تهى میدیدند، و در مناجات‏ها سیماى مذلت‏بر خاک مى‏سودند، نه از روى تصنع و تعارف بوده است، بلکه حکایت از یک امر واقعى میکرده است.
پس در این جهت ما بین پیامبران و امامان با سایر مردم از هر صنف و طبقه هیچ تفاوتى نیست که هر کس هر چه دارد بخدا دارد، و با خدا دارد، و بدون خدا هیچکس هیچ ندارد.

اساس عالم هستى مبنى بر اختلاف در موجودات است

بحث دوم: اساس عالم هستى مبنى بر اختلاف در ظهورات و تجلیات است.
این مسئله در فلسفه تحت عنوان الواحد لا یصدر منه الا الواحد (از چیز واحد جز چیز واحد صادر نمى‏شود) و در عرفان تحت عنوان لا تکرار فى التجلى (در تجلیات ذات مقدس پروردگار هیچگاه تکرار بوقوع نمى‏پیمودند) مشهود عرفاء عالی مقدار از اولیاء ذوى العزة و المقدار و مورد بحث‏ حکماى راشدین اسلام است.
یعنى در تمام عالم آفرینش دو موجودى که من جمیع الجهات با یکدیگر، مساوى و یکسان باشند محال است که پدید آید بلى موجودات متشابهى هستند که از بعضى جهات با یکدیگر شباهت دارند، ولى دو موجودیکه عین یکدیگر باشند ممتنع است که تحقق یابد.
علوم تجربى امروز این اصل را پذیرفته است، و بر اساس مقایسه و استقراء و تجربه ‏هایى مداوم اثبات نموده است که تشابه من جمیع الجهات بین دو موجود وجود ندارد، بلکه هر موجودى داراى مشخصات خاصه و ممیزات منحصره بخود است.
حتى در بین افراد انسان از زمان خلقت آدم بوالبشر تا روز قیامت دو انسان یافت نمیشود که از هر جهت ‏با هم یکسان باشند، نه از جهت ذاتیات و صفات و نه از جهت عوارض مکانى و زمانى و کیفیت و کمیت و غیرها.
و حتى دو انسان یافت نمى‏شود که بندهاى انگشتان آنان، خطوط منقوشه در بدن آنان مشابه باشد و بر این اساس از فن انگشت‏نگارى براى شناسائى مجرمان استفاده میکنند.
بلکه خطوط پوست هر نقطه از بدن یک فرد با خطوط پوست‏ سایر نقاط همان فرد تفاوت دارد. خطوط انگشت دست راست‏با همان انگشت از دست چپ تفاوت دارد، و خطوط سبابه از دست راست‏با سایر انگشتان همان دست راست مختلف است.

بنابراین اصل کلى و دائمى، هر یک از افراد انسان در سازمان خلقت و آفرینش با یکدیگر متفاوت است همانطور که در چهره و سیما و شکل و شمایل با یکدیگر متفاوتند، در غرائز و ملکات و صفات نیز بمقدار متنابهى متفاوتند.
از دوران کودکى و طفولیت ملاحظه میشود که بعضى از اطفال در مقدار سخاوت و گذشت متفاوتند، در حیا و عفت متفاوتند، در متانت و اصالت متفاوتند، در شجاعت و هوش و فهم و زیرکى متفاوتند.
و بنابراین پیامبران و امامان با سایر افراد بشر تفاوت دارند.
بلکه خود پیامبران در عین حال که همه از جانب خدا برانگیخته شده‏اند و وظیفه مهم رسالت را بر عهده دارند، و همه متفقا مردم را بمقام توحید دعوت میکنند، و بعبارت ساده همه از یک مبدء و بیک مرجع بوده، و آیند و روندشان از یکجا و بیک جا مى‏باشد و قول خدایتعالى از زبان مؤمنان که:

«لا نفرق بین احد من رسله‏» (آیه 285 از سوره بقره)
هیچگاه ما در بین احدى از فرستادگان خدا فرق نمیگذاریم و همه را بدیدن قبول مینگریم.

 شاهد آنست، در عین حال آنان داراى اختلاف بوده، و از نقطه نظر سعه وجودى و بتبع آن غرائز و صفات و همچنین از نقطه نظر مواهب آلهیه تفاوت‏هائى داشته‏اند.

«تلک الرسل فضلنا بعضهم على بعض منهم من کلم الله و رفع بعضهم درجات و آتینا عیسى بن مریم البینات و ایدناه بروح القدس‏» (نیمه اول از آیه 253 از سوره بقره)
این پیامبران و فرستادگان را ما بعضى را بر بعض دیگر برترى داده‏ایم بعضى از آنان کسى بود که خدا با او سخن میگفت و برخى را بدرجاتى ترفیع مقام داد ما بعیسى بن مریم بینات و شواهد بر پیامبرى اعطاء نمودیم و او را بروح القدس مؤید ساختیم.

از آیات مبارکات قرآن کریم که سرگذشت و داستان و صفات پیامبران را شرح میدهد این اختلاف واضح و مشهود است.

تمام موجوداتیکه حامل قوه و استعدادند متحرک بسوى کمال مى‏باشند

بحث‏سوم: در تمام موجوداتیکه داراى قوه و استعداد هستند و باید قابلیت‏هاى خود را بمرحله فعلیت ‏برسانند حرکت ‏بسوى کمال وجود دارد.
و نتیجه این سیر و حرکت، عبور از مراحل کمون و استعداد و وصول بمراحل ظهور و فعلیت کمال است. در تمام موجودات عالم طبع اعم از انسان و حیوان و نبات و جماد، این حرکت موجود و سیر و عبور از مراحل بدویه بسوى مراحل نهائیه مشهود است.
انبیاء و اولیاء چون سایر افراد بشر از این قاعده مستثنى نیستند، مى‏بینیم مراحل تکوین آنها در این عالم از سلاله ماء مهین شروع شده و سپس مراحل استعدادها و فعلیت‏هاى مختلفه را از نطفه و علقه و مضغه و شکل ‏بندى استخوانها و روئیدن گوشت‏به روى آنها و سپس به انشاء خلقت روح و تبدیل ماده را به نفس مجرده و ناطقه، طى نموده و مراحل استعداد را یکى پس از دیگرى پشت‏سر گذارده، و مراحل فعلیت را یکى پس از دیگرى استقبال مى‏کنند، تا بمرحله فعلیت تامه خود برسند.

«یا ایها الانسان انک کادح الى ربک کدحا فملاقیه‏» (آیه 6 از سوره 86-انشقاق)
اى انسان تو با کوششى هر چه تمامتر و با جد و جهدى هر چه بیشتر بسوى پروردگارت در حرکت هستى و به شرف ملاقات او خواهى رسید!

همانطور که انبیاء از نقطه نظر سیر و حرکت طبیعى و طبعى و مادى چون سایر افراد بشر در حرکت هستند و از کوچکى به بزرگى، و از ضعف بقوت، و از صغر جسم به کبر در حرکتند، و کریمه شریفه:
«قل انما انا بشر مثلکم‏» (آیه 110 از سوره 18-کهف)
بگو اى پیامبر که حقا من انسانى همانند شما هستم.

و آیه‏«و قال الملا من قومه الذین کفروا و کذبوا بلقاء الآخرة و اترفناهم فى الحیوة الدنیا ما هذا الا بشر مثلکم یاکل مما تاکلون منه و یشرب مما تشربون‏» (آیه 33 از سوره 23 مؤمنون)
و گفتند مردمان پر از منیت و استکبار از قوم پیامبرى که ما بعد از نوح او را فرستادیم، آن کسانیکه کفر ورزیدند و ملاقات آخرت را تکذیب کردند، آن کسانیکه ما در زندگى حیوانى دنیا آنان را بطغیان و فساد انداختیم: این مرد نیست مگر انسانى مثل شما، میخورد از آنچه شما از آن میخورید و میآشامد از آنچه شما از آن میآشامید، بر آن دلالت دارد.

همینطور از نقطه نظر کمالات روحى و بروز استعدادها و غرائز و صفات باطنى و ملکات، مانند سایر افراد بشر در سیر بوده، و در مدت درازاى عمر، آن گوهرهاى نهفته و ناسفته خود را به مرحله ظهور و فعلیت تامه مى‏رسانند.

کمال هر موجود فعلیت استعدادهاى همان موجود است

بحث چهارم: بهره و نتیجه بفعلیت درآمدن استعدادها، تابع مستقیمى است از خود استعدادها مثلا فعلیت انسان تابع استعداد انسانى است، فعلیت‏ حیوان تابع استعدادهاى همان حیوان است، هیچگاه مثلا شتر مرغ در سیر تکاملى خود، فعلیت‏باز شکارى را نخواهد یافت، و فعلیت و کمال گوسپند، بروز استعدادهاى شتر و اسب نخواهد شد.

هر کدام از این انواع مختلفه و اصناف متفاوته حیوانات در جهت همان غریزه و استعداد حرکت کرده و همان قوه و قابلیتى را که در ذات آنان نهفته است‏ به مقام ظهور و بروز و فعلیت و تمامیت مى‏رسانند.

هر یک از افراد انسان همانطور که از نقطه نظر ماده و طبع، در جهت تکامل ‏و تمامیت‏ خود در سیر هستند همچنین الزاما از نقطه نظر کمالات روحى، طبق همان غرائز و صفاتى که به آنان عنایت‏شده است، خود را کامل و به فعلیت محضه مى‏رسانند.
بنابراین محال است که فعلیت دو فرد از افراد بشر من جمیع الجهات یکسان و یکنواخت‏باشد.
موسى عیسى، و عیسى موسى نخواهد شد، لیکن در حال نبوت و پیامبرى و در حال رحلت غیر از در حال نطفه بودن، و در حال جنین بودن و در حال طفولیت هستند.
و عیسى على نبینا و آله و علیه السلام با آنکه در گاهواره سخن میگفت و منصب نبوت به او عنایت‏شده بود، در حال نزول انجیل و بروز ظهور معجزات آلهیه و دعوت بنى اسرائیل از مرده زنده کردن و مرض پیسى را شفا بخشیدن و کور مادرزاد را بینا نمودن، غیر از همان عیسائیست که در شکم مادرش مریم بود و هکذا نسبت ‏به سایر پیغمبران.

انتظار خداوند و عالم هستى از هر فرد کمال مطلوب اوست نه کمال غیر او

بحث پنجم: انتظار عالم واقع و خارج از هر فرد کمال مطلوب خود اوست نه کمال غیر او. عوالم مجرده از عقول و فرشتگان و کواکب و سیارات شمس و قمر و شب و روز، از هر فرد توقع آن دارند که سرمایه‏هاى خدادادى خود را خوب بفعلیت‏برسانند، و ضایع و خراب نکنند و با پاى مجاهده و صبر و استقامت از مراحل قوى و استعداد عبور کرده در مقام امن و امان آلهى بیارمند، نه آنکه توقع دارند که در مسیر و حرکت‏خود بمراحل فعلیه سایر موجوداتیکه در اعطاى غرائز و صفات خدادادى مختلف مى‏باشند دست‏یابند.

«لا یکلف الله نفسا الا وسعها»(آیه 286 از سوره بقره)
تکلیف نمیکند خداوند بکسى مگر باندازه سعه و گشایش او.

«لا یکلف الله نفسا الا ما آتاها» (آیه 7 از سوره 65 طلاق)
تکلیف نمیکند خداوند بکسى مگر باندازه آن چیزى را که به او داده است.

خداوند عدل محض است، و بنابراین به قدر سنگینى و وزن یک ذره ظلم نمیکند. «ان الله لا یظلم الناس شیئا» (آیه 44 از سوره یوسف) و بدرستیکه خداوند بهیچ اندازه و مقدارى بر مردم ستم نمیکند.

«ان الله لا یظلم مثقال ذرة‏» (آیه 40 از سوره نساء)
بدرستیکه خداوند بقدر سنگینى یک ذره ظلم ننماید.

چون ستم در صورتى است که از مورچه مثلا توقع و انتظار و تکلیف پرش ملخ را داشته باشند، و در صورت مخالفت، عذاب و عقاب جارى سازند، اما اگر از مورچه‏اى طبق شعور و ادراک خود آن مورچه توقع داشته باشند که دانه‏اى را از روى ستم از دهان مورچه کوچکتر نرباید، این ظلم نیست، این تکلیف تکلیف بحق است، به مقدار استعداد و فهم و ادراک است، این تکلیف در خور سعه و گنجایش ظرفیت وجودى مورچه است، و عین عدل محض است.
اگر تکلیفى را که خدا به پیامبران میکرده عین آنرا بهمان درجه و صعوبت‏بر افراد امت کند ظلم است، و اما اگر از یکایک افراد امت توقع ظهور و بروز استعداد خود آنان را در طى طریق خدا و لقاى حضرت او، تکلیف بمجاهده و صبر و عبودیت‏ به اندازه ظروف خود آنان در تحت پیروى و تبعیت از آن پیغمبر بنماید. بهیچوجه ظلم و ستمى نخواهد بود.
.............................................................................................................................
به نقل از کتاب امام شناصی جلد 1 فصل هشت (علامه محمد حسین حسینی طهرانی رحمت الله علیه)

هرچه هست در توجه به خداست. اینقدر نارحتم برای لحظه لحظه هایی که با خدا نبودم، برای لحظاتی که در توجه به خدا نبودم، اینقدر ناراحتم از نفسانیتم! ولی چه کنم درش دارم غرق میشم.... خدایا به کی پناه ببرم جز تو... خدایا تمام خوبی ها از توه، تمام حمد ها از توه، ای که عاجزم از حمد تو، به کی پناه ببرم جز تو؟.... یا رفیق، رفیقت را دارند می برند، رفیقت را درنمی یابی؟!

خدایا اینقدر دل منو نسوزون... جرم من اینه که تو رو صدا می زنم... وقتی نامه عملم را می گذارند جلوم، میگند خودت بگو ما تو رو چه کار کنیم؟!... مولای من، من می گم تکلیف من روشنه! اما تکلیف عفو تو چی میشه؟! خوب عفوت می خواد کیا را ببخشه!... اگه ملائکه ها منو ببندند و ببرند، من اصلا نامه عملم ام نمی گیرم فردا، اونجا داد می زنم میگم تکلیف عفو تو چی میشه... مولای من، ما دیگه غیر این بلد نیستیم با تو حرف بزنیم!... اگه واقعا قبولمون نداشتی! خوب، به انبیاءت می گفتی!... خوب یه آدمی که داره غرق میشه، اینجا می خواهی تعارف کنه! او داره غرق میشه!... یا مولای دستمون را بگیر...

/ 6 نظر / 10 بازدید
عرفان

سلام دوست عزيز مي گويند يکي از وجودهاي نازنيني که در قيامت از ما مسلمانان شکايت مي کند قرآن است که مي گويد.... گوش دادن قرآن در علن و جمع گناه کبیره است و عقوبت الهی دارد… در انتظار قدوم نوراني شما يا علي[گل][گل][گل]

سرشک

سلام داداش[گل] خوبی؟[ماچ]... مشتاق دیدار[گل] تا نیاییم معلوم نمیشه هستین که... چقدر گلایه انباشته داریم ازت داداش[پلک] ممنون از اطلاع رسانی مفید و عرفانی شما[گل]

ماری

لحظه ی دیدار نزدیک است باز من دیوانه ام مستم باز میلرزد دلم دستم باز...... انشاالله اگر توفیق رفیق راه شد و عمری باقی بود شب میلاد علی ابن موسی الرضا در حرم مولا دعاگو و نایب الزیاره تان خواهم بود

iman

تبادل لينک : يکي از روش هاي مهم براي افزايش رتبه و بالا بردن اعتبار سايت تبادل لينک بصورت متني مي باشد مزاياي تبادل لينک : بيش از 75% از بازديد کننده هاي سايت يا وبلاگ شما از طريق جستجو در گوگل و سايت هاي نظير آن مي باشد . تبادل لينک يکي از موثرترين و ساده ترين راه ها براي افزايش رتبه ي سايت شما در گوگل و اين گونه سايتها است . با اين سيستمي كه ما براي شما عزيزان به طور رايگان فراهم آورده ايم شما براي تبادل لينك نيازي نيست به شيوه ي سنتي عمل كنيد و براي ثبت لينكتان در سايت مورد نظر چندين روز منتظر بمانيد. در اين سيستم خودكار شما پس از اينكه لينك ما را در سايت يا وبلاگ خود قرار دهيد .پس از پر كردن فرم تبادل لينك و ارسال آن سيستم در همان لحظه لينك شما را اضافه ميكند توجه داريد که موتور حرفه اي جستجو گر گوگل به لينک هاي تبادلي دو طرفه توجه چنداني نمي کند بلکه به لينک هاي تبادلي يک طرفه توجه بيشتر دارد . از اين رو در اين سايت ما تبادل لينک پيشرفته اي را راه اندازي نموده ايم تا با سرعت هر چه تمام تر افزايش واقعي رنکينگ گوگل و رتبه در گوگل و در نتيجه افزايش آمار را داشته باشيم http://djbazarcn.ir/links

ندا

سلام علیکم یه انتقاد:مطلبتون خیلی طولانیه.مجال خوندن همه اون فراهم نیست مخصوصا این زمونه ای که هرکسی برای انبوهی از کارهای خودش وارد اینتزنت میشه. به راه روشن 11 به روزم.تشریف بیارین[گل]

دعوتی از بلوغ

سلام بعد از انتشار چند تا چت بلوغی توی وبهای دیگه . خودمون هم مطلبی زدیم . وقت داشتین خوشحال میشیم بیایین هم اندیشی . عنوانش هست: "پوسته مهمتر است یا هسته؟ پیچیدگی روح در کنجکاوی طه "