جهاد اکبر 5 (شناخت اجمالی انسان و خصوصیت و معاد نفس)

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذالک
صلی الله علیک یا ابا عبد الله سلام الله علیه


مقدمه:
انسان از دو جنبه جسم و نفس (روح) تشکیل شده است به این گونه که جسم بدون نفس انسان نیست و نفسِ بدون جسم هم، لفظ انسان به آن اطلاق نمی شود
الف:جسم
1. جسم بر اساس نفس است. یعنی در هر مرتبه ای جسمی مطابق با همان مرتبه را دارد و اصولا در همه مراتب مثل دنیا، برزخ، قیامت و... دارای جسم است ولی با این تفاوت که جسم در هر مرتبه ای شرایط مرتبه خود را دارد. مثلا در دنیا جسم مادی است و در عالم مثال جسم مثالی است
2. جسم دارای معاد است. باین معنی که نفس در هر مرتبه ای که وارد می شود، بواسطه خصوصیات ذاتی و اکتسابیش، دارای جسم متناسب با خود است که به آن معاد جسمانی می گویند

ب: نفس
1. حقیقتی است که خداوند سبحان آفریده است و آنی است که به آن "من" می گوییم باین معنی که: در سخن به دیگران به آن حقیقتی که به آن لفظ "من" را اطلاق می کنیم و همه ی اعمال و افکار خود را به آن نسبت می دهیم، نفس می گویند. و آن مسمای کلمه "من" و "خود" است
2. نفس هر لحظه در حال وجود گرفتن از خداست. و خداوند سبحان او را خلق نکرده و سپس رها کند! بلکه هر لحظه به او وجود می دهد. چراکه که اگر خداوند لحظه ای افاضه وجود نکند، نفس از میان می رود.
برای تقریب به ذهن لامپ ای را مد نظر بگیرید که نور آن هر لحظه در حال تابش و روشن نمودن است و اگر لحظه ای برق آن قطع شود، نور هم عدم می شود. و این روشنایی موجودیتش را وابسته است به وجود نور!
3. نفس دارای معاد است. یعنی حساب رسی می شود؛ حساب رسی ای که لحظه به لحظه است! نه آن که بعد از خروج از دنیا حساب رسی شود! البته برای اغلب انسان ها، این معنا، بعد از موت برایشان روشن می شود!

بحث اول
نفس از حقیقت الهی در جایگاه رحمت و سرور آفریده شد و نزول یافت و سپس در ای حرکت به وطن اصلی خود "آخرت" بازگشت می کند. و این نفس بواسطه ی ربط به خدا دارای بقاء است و نوع این بقاء بر اساس عمل اوست و عمل او قرین معاد اوست و معاد او از ابتدا خلقتش شروع و تا ابدیت ادامه دارد

بحث دوم
خصوصیت نفس این است که با هرچه فکر و عمل می کند، بازگشت می یابد و اگر قرار بود ما همیشه در این دنیا می بودیم و فقط یک روز آن را به سمت آخرت حرکت می کردیم، این نفس اینقدر وسعت دارد و گسترده است که بتواند تمام مکتسبات را الی ابد در خود جمع کند و هیچ احساس کمبود نکند!
خداوند این حقیقت را به گونه ای آفریده که معاد خود را در مکتسباتش می بیند. لذا نفس با تمام مکتسباتش پا در عرصه معاد می گذارد. و در قرآن کریم نیز به صراحت بیان شده است که انبیاء الهی سلام الله علیهم هم اینگونه اند و آنها با مکتسباتشان (کسب شده های نفس از اعمال و افکار خود) معاد خود را شکل می دهند.
لذا براین مبنا، ما در همین حیات دنیا در متن معاد نفس و قیامت خود واقع شده ایم.

بحث سوم
معاد ما در متن عمل ما نهفته است. یعنی تمام رفتار ما و افکار و کردار ما، با این نفس یگانه می شود. وقتی ما عملی را انجام می دهیم، آن فعل با نفس ما یکی می شود و منفک نشدنی است! یعنی عمل ما جدای از نفس ما نیست!
قرآن کریم می فر ماید: "وَإِن تُبْدُواْ مَا فِی أَنفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحَاسِبْکُم بِهِ اللّهُ - اگر آنچه در دلهاى خود دارید، آشکار یا پنهان کنید، خداوند شما را به آن محاسبه مى‏کند (قسمتی از آیه 284 سوره بقره)"
ما هرچه را تو نفسمون آشکار کنیم یا مخفی کنیم، خدا همه آنها را محاسبه می کنه. و این به این معنا نیست که العیاذ بالله خداوند در گوشه ای بر کرسی ای بنشینه و اشخاص را بیاره و محاسبه کنه! بلکه همین که انسان وارد آن عرصه بشود (به عبارتی وارد به عملی بشه) با ورود او، محاسبه او آغاز می شود.
البته موت خصوصیتش اینه که محاسبه نفس من را بیشتر آشکار می کنه! والا همین الان محاسبه نفس من هست.

..........................................................................................................................
انشالله به تفضل الهی این بحث ادامه دارد
منبع آن انشالله در مطلب آخر این بحث بیان بشه

/ 2 نظر / 18 بازدید
منتظر

سلام علیکم خدا قوت اگر تمایل دارید، وب را باعنوان { کلبه ی راز - شیخ شبانی } لینک نمائید. منتظر پیغامتان هستیم. یا مهدی.

یواشکی

درود بر شما. مطلبت جالبه اما من زیرآبت رو زدم!!