جهاد اکبر 9 (توجه و معاد نفس)

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آ خر تابع له علی ذالک
السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین سلام الله علیه، السلام علیک یا زینب الکبری سلام الله علیه


طریفه اول
در روایتی مطرحه که جوانهایی زورآزمایی می کردن، پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و با آنها شرکت کردند، تو مسابقه حضرت شکست خوردند. بعضی از اینها می خندیدند و با پیامبر مزاح می کردند، و پیامبر هم دوستشان داشتند؛ می گفتند: دیدی یا رسول الله! دیدی شکستتان دادیم! پیامبر هم خشنود بودند و فرمودند: عزیزان من ، اینها همه گذراست، اینها همه رفتنیه، اما اونچه که با شما موندنیه نفس شماست! با این می خواهید چه کار کنید؟
این لحظه ای ولتون نمی کنه عزیز من؛ حتی نمی دونم تا اون لقا خدا هم با ما هست یا نه! با همه اعمال و مکتسباتمان همراهمان هست.

طریفه دوم
مولانا رحمت الله علیه حرف قشنگی می زنه که آدم لذت می بره، می گوید: مشکل من این بود که به خیلی چیزها توجه کردم، اما به خودم توجه نکرده بودم!!
مشکل اینه که توجه وجود نداره؛ چهل روز توجه بشه، اونموقع طعم با خدا بودن را می چشیم. الان که نمی چشیم چون یک صبحش با خدا هستیم، ظهرش با دیگری هستیم، شبش با کسی دیگه؛ صبح یک گونه نمازه، ظهر یک گونه نمازه، شب یک گونه نمازه! خوب همین است که این دل نمی فهمه!

طریفه سوم
انسان معادش را قیامت میدونه، الان نمی دونه! در حالی که همین الان معاد من داره شکل می گیره، الان که مطلب نوشته میشه معاد من هست و آثارش برای من وجود داره! به قول شهید آوینی ما هنوز میدان نبرد داریم، میدان نبرد ما جهاد اکبره؛
تو این میدان گاهی شهادت وجود داره، اینقدر شیرین هم هست که حد نداره؛ یعنی انسان تو این میدان گاهی شهید میشه، به مرتبه شهادت میرسه

/ 1 نظر / 15 بازدید
غریب...

خدا رو شکر که هر وقت اینجا میایم دست خالی برنمیگردیم..پیگیر مطالب هستیم.. خیر ببینید.