جهاد اکبر 4 (سر به آسمان بلند است)

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذالک السلام علیک یا مولای یا حسن ابن علی سلام الله علیه و صلی الله علیک یا اباعبد الله سلام الله علیه و صلی الله علیک یا حضرت رقیه بنت الحسین سلام الله علیه


جالبه تو اون روایت که (در مطلب زلال کربلا) بیان شد، که امام صادق سلام الله علیه بعد فرمود: ای بُکیر حسین ابن علی نظر میکنه از اون عالم ببینه کی برای او گریه میکنه. بعد که گریه می کنه، برای او استغفار میکنه! حسین ابن علی برای او استغفار میکنه!
یعنی شما ببینید، شما در این زلال دارید خودتون را پیدا می کنید. اصلا کار اونها هم همینه، هدف اونها همینه. اونها نه گریه کننده می خواهند، نه چیز دیگه ای میخواند. اما خصوصیتش اینه که اگر انسان این گونه اومد، میتونه خودش را پیدا بکنه.

شما نگاه کنید حسین ابن علی کجاست؟ ما کجا هستیم؟ این، به این معنا نیست که ما بخواهیم برسیم به اون جایگاه! این معنا نمیده. بلاخره ببینید یکی تو این دنیا در قله است، یکی در دامنه است، یکی در کویره؛ قطعا اینطوریه. اما همه ی اینها در یک معنا مشترکند، اینست که اونی که در قله است نگاهش به آسمانه، اونی که در دامنه است نگاهش به آسمانه، اونی که در کویره هم نگاهش به آسمانه!؛ اونی که در کویره نگاهش به دامنه نیست، اونی که در دامنه است نگاهش به قله نیست؛ اینطور نیست که اونی که در دامنه است بهش گفتند تو به خودت نگاه نکن به قله نگاه کن که حسین ابن علی است!
فرمود: نه، این قله سرش به آسمان بلنده، این دامنه هم همینطور، کویر هم همینطور. مهم این نیست که یکی حسین ابن علی ِ، یکی سلمان فارسیه، و یکی فلان کس! مهم اینست که سر اونها به کدوم سمته. اونها اینا از ما خواستند.
فرمود در کربلا سرم به سمت آسمانه، هیچ جایی این قطع نشد، با اینکه در قله بود! در اوج معرفت بود! اما سر به سمت آسمان بود. ابلفضل العباس ها که در دامنه بودند، اونها هم سرشون به آسمان بود، اونایی که مثل حبیب ابن مظاهر هم در این کویر بودند، اونها هم همینطور! یه عده هم در چاه بودند تاریکی داشتند، سر به آسمان ندوخته بودند مثل عمرسعد و دیگران...

این که میگند شما نگاه بکنید حسین ابن علی کجا بوده، این به این معنا نیست که کسی بگه پس منم باید در قله باشم! هیچ لزومی نداره. اگر انسان خودش را یافت، خودش را پیدا کرد، این حقیقتش را شناخت، شناخت باید چه کار بکنه، باید چه کار با این نفسش بکنه، باید چگونه عمل بکنه، این سرش به آسمانه. آسمان یا درخشندگی خورشیده، یا تلاءلو ستارگانه، یا خنکی است که در این نسیم شب در کویر می وزه؛ ما این گونه باید باشیم! والا اگر کسی خواست به حسین ابن علی نگاه بکنه، و تماما به اون قطعه نظر بکنه، خودش را فراموش میکنه! ما اینجا نیومدیم خودمون را فراموش بکنیم! برا همینه بکاء بر سید الشهداء خیلی ارزش داره؛
اونجایی که انسان گریه می کنه برا اباعبدالله، اشک میریزه برا اباعبدالله سلام الله علیه، کاءنه یک چیزی را ادراک میکنه و گریه میکنه نه همینطور! یک چیزی رو ادراک میکنه و گریه میکنه! تو چی ادراک میکنی و گریه میکنی؟ این سوالی است که اعتقاد هست با تمام جهالت ها،  که سوال های جدیه که تو این ایام فرصت های خوبیه برای برای فکر کردن و کار کردن روی اون؛ آدم وقتی میاد نگاه میکنه این بستر با شکوه را، اصلا انسان مست و دیوانه میشه، که من، تا کجا میتونم بفهمم! تا کجا می تونم برم! و من چگونه غافل شده ام

شما ببینید در مکتب عارفان الهی گاهی نماز موجب غفلت میشه، بله گاهی حج موجب غفلت میشه، روزه موجب غفلت میشه، برا چی؟ چون نگاه انسان نگاه محدوده، پایینه، اینها هم حجاب میشه برای انسان. گاهی کربلا برای انسان حجاب میشه، از ما نخواستند که اینجا توقف کنیم.
ماه رمضان المبارک، مثل کربلا، مثل نماز، مثل سایر چیزها، هر سالی که میاد شما باید خودتون را برسی کنید، شما کجای این زلال کربلا، در چه حدی از معارف ماه رمضان المبارک قرار گرفته اید؟

لذا عزیز دل، این جهاد نفسی که پیامبر فرمود این برای شما باقی مونده، این تموم نمیشه ها! از همین الان اگه این جهاد را انجام داده اید، که چه بهتر، نداده اید، مبنای زندگی من و شما باید جهاد نفس باشه. اگر اینگونه شد این ابدیتی که شما در پیش دارید و این شوخی نیست، ممکنه همین فردا تمام بشه عزیز من، یعنی ممکنه همین فردا این نفس من دیگه بالا نیاد، یک مهر اتمامی بر حیات من در این دنیا زده بشه! خوب آدم می خواد چه کار کنه! با این وضع! با این نگاه! باید تو توجه باشیم. اگر در بستر این جهاد قرار گرفتید، هرجایی که تمام شد، چون در این جهاد قرا گرفته اید، این جهاد که جهاد اکبره، وقتی انسان درش قرار گرفت، هرجا بود، مثلا این تمام شد، این جهاد اکبر رو، در اون معادی که در پیش داره همراه خودش میبره. اینقدر شکوه داره که قابل توصیف نیست.

برا همینه این جوانی که شهید شد، اینها خوب بسیاریشون مشغول جهاد اکبر بودند بعد به شهادت رسیدند، بسیاریشون (اینکه گفته میشه بسیاریشون چون بعضی ها هم اینطور نبودند) اینها بر اساس این معنا رفتند. چه بسا شما می بینید نقص هایی هم تو زندگی اینها وجود داره. مگه همه ای اینها مثلا، مثل فلان عارف بودند یا امثال اینها! اما این جهاد اکبری  که داشتند از اینها دستگیری کرد، معاد اونها رابه اوج معاد رسوند. این معاد برای تک تک ماها هست. فردای قیامت هممون آشکار میشیم. عزیزان کسی مخفی نیست! این که گفته اند نامه عمل عزیز من، اونجا دیگه طوماری نیست بنویسند مثل یک کتاب بدهند دستتون! این نامه عمل، خودتون هستید! اینقدر آشکاره که همه می بینند. این که گفته اند که عریانند، این بدین معنا نه اینکه عریان یعنی لخت! نه عریان به این معنا که دیگه آشکاره

انشاالله بحث بشه در جهاد نفس و نسبتش با معاد نفس و ما الان کجا قرارگرفته ایم و که هستیم؟ و من در قرار گرفتن نسبت به یک چیزی چقدر عوض می شوم؟
گاهی انسان میره مثلا در این شهدا، گاهی دفترهاشون موجوده، وصیت هاشون موجوده، که چقدر در این معنا وارد شده بودند که گاهی به ریزه کاری هایی از جهاد نفس دست پیدا کرده اند که گاهی مثلا به عالمی شما بگید اونو نمی فهمه، متوجه نمیشه! اگه ما حرکت کردیم، لنهدینهم سبلنا، خدا راهش را به ما نشون میده و ما را جلو می بره...
......................................................................................................................
انشالله به تفضل خداوند سبحان ادامه دارد

/ 5 نظر / 21 بازدید
ماری

وقت نشد همشونو بخونم. دوباره میام که کامل بخونمشون ماه با برکت رمضان در راه است و من می اندیشم آیا از لحظه های ماه های رجب و شعبان استفاده کردم؟ آیا عمری باقی ست تا میهمان خوان با عظمتت باشم؟

فقير خاكسار

يا علي مدد موفق باشيد با مطلبي در مورد غارت انسان بروزم و منتظر حضورتان [گل][گل][گل]

زهرا

سلام . خوبید؟ [گل] ممنون از مطالب خوبتون . استفاده کردم [گل] موفق باشید[لبخند]

شیدای یار

سلام. خسته نباشید می خواستم منبع اون حدیثی که از امام صادق علیه السلام در ابتدا بیان کردید را بدانم. حدیث واقعا تکان دهنده ای بود. یاحق[گل]