در جستوجوی توحید4 (دل تنگم...

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و ال محمد و آخر تابع له علی ذالک السلام  علیک یا رسول الله صلی الله علیه و آله السلام علیک یا امیرالمومنین سلام الله علیه السلام علیک یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها السلام علیک یا حسن ابن علی سلام الله علیه السلام علیک یا اباعبدالله الحسین سلام الله علیه

خدایا استکبار و صهیونیسم و مستکبرین و ظالمین جهانی از جمله صهیونیست ها و تکفیری ها و داعش و هتاکان به دین و کارتل ها و ظالم های کثیف مخدر و دارویی و اسلحه و برده داری جنسی و ربا را نیست و نابود بفرما و شرشان را به خودشان بازگردان و حق مظلومین جهان را از آنها باز پس ستان الهی آمین به حق محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله خدایا به عزت و جلالت رحمت خودت و بارانهای رحمتت و فضلت را برای ما جاری بدار الهی آمین آمین


دل که می گیره، گمشده دل، دوای غم دل است. گمشده دل خیلی نزدیکه، این منم که گم شدم... شنیدی هفت آسمان داریم! گمشده دل فراتر از آسمان هفتم است... در روایت هست که آسمان اول نسبت به آسمان دوم مثل حلقه ای در بیابان است همینطور آسمان دوم نسبت به آسمان سوم تا آسمان هفت؛ یعنی هر آسمان نسبت به آسما بالاتر خودش مثل یک حلقه در یک بیابان بی انتهاست...

میلیاردها سیاره و میلیاردها ستاره که بعضی از اونها، میلیاردها برابر بزرگتر از خورشید هستند اونم خورشیدی که یک میلیون برابر بزرگت از سیاره زمین هست و همه اینها در یک کهکشان هستند و میلیاردها کهکشان کشف شده و هنوز ادامه داره... و همه اینها تازه میشه آسمان اول که حلقه ای است در وسعت بی انتهای آسمان دوم...

هر آسمان بالاتری، باطن آسمان پایین تر خود است! و همه این هفت آسمان تو دل انسانه... یعنی همه اینها درون خود شماست، درون حقیقت وجودی شما! و شما از تمام این هفت آسمان بزرگتر هستی! خودمون را ارزون به گناه نفروشیم!

وجود ما با این وسعتش گاهی دلتنگ میشه، یعنی از عشقش جا مونده، اون عشقی که از همه این هفت آسمان بالاتره... اون عشقی که دائم با ماست و دائم ما از اوییم و از وسعت او وسعت می گیریم... در واقع این منم که گم شدم نه او که تمام ذرات وجودم پر از اوست...

/ 4 نظر / 63 بازدید
طاق بستان کرمانشاه/بیستون کرمانشاه/تکیه معاون الملک/تکیه بیگلربیگی/باغ پرندگان کرمانشاه/باغ گلها کرمانشاه و...

دفتري بود كه گاهي من و تو مي نوشتيم در آن از غم و شادي و روياهامان از گلايه هايي كه ز دنيا داشتيم من نوشتم از تو: كه اگر با تو قرارم باشد تا ابد خواب به چشم من بي خواب نخواهد آمد كه اگر دل به دلم بسپاري و اگر همسفر من گردي من تو را خواهم برد تا فراسوي خيال تا بدانجا كه تو باشي و من و عشق و خدا!!! تو نوشتي از من: من كه تنها بودم با تو شاعر گشتم با تو گريه كردم با تو خنديدم و رفتم تا عشق نازنيم اي يار من نوشتم هر بار با تو خوشبخترين انسانم… ولي افسوس مدتي هست كه ديگر نه قلم دست تو مانده است و نه من!!! kermanshahan20.blogfa.com kermanshah29.blogfa.com kermanshah39.blogfa.com

ندا

سلام... چقدر زیبا نگاشته اید دل تنگیتان را... دلی که خدا در آن است مباد که کوچک شود و تنگ شود برای محبوب! دل به خدا بسپار که وسعتش برابر هفت آسمان است و شاید بیش... یا ابصر الناظرین

ندا

بروزم... بیا که خانه و کاشانه ام پذیرای وجود شماست...